close
تبلیغات در اینترنت
شعرچیست ودانلودکتاب وفیلم شاعران بزرگ عالم

mp3danlod

شعرچیست ودانلودکتاب وفیلم شاعران بزرگ عالم
امروز یکشنبه 31 تیر 1397
تبليغات تبليغات

شعرچیست ودانلودکتاب وفیلم شاعران بزرگ عالم

قلب من براي تو مي تپد

Thursday, June 24, 2010, 10:50:00 PM | ققنوسGo to full article

 


 
"My heart will go on"


 


 Every night in my dreams. I see you. I feel you 
 That is how I know you go on
 
 Far across the distance and spaces between US
 
 You have come to show you go on
 
 Near. Far. Wherever you are
 
 I believe that the heart does go on
 
Once more. You open the door
 
 And you re here in my heart
 
 And my heart will go on and on
 
Love can touch US one time
 
 And last for a lifetime
 
 And never let go till  we re  gone
 
 Love was when I loved you
 
 One true time. I hold too
 
 In my life we ll always go on
 
 Near. Far. Wherever you are
 
 I believe that the heart does go on
 
 Once more. You open the door
 
 And you re here in my heart
 
 And my heart will go on and on
 
 You re here. There s  nothing  fear
 
 And I know that my heart will go on
 We ll stay for ever this way
 You are safe in my heart
 
 And my heart will go on
 And on


 


 


دانلود اين ترانه با صداي سلن ديون:


http://www.mediafire.com/?z1tcmeay4o0

دانلود فيلم تست دموكراسي

Wednesday, June 30, 2010, 4:38:00 PM | ققنوسGo to full article

 


 


فيلم تست دموکراسي


ساخته محسن مخملباف



(فرمت : Avi , مدت زمان : 36 دقيقه , حجم : 130 مگابايت در دو بخش )


دانلود کنيد :


بخش اول
بخش دوم


 



خلاصه داستان :                   


 محسن مخملباف كه در جزيره كيش فيلمِ" در" را مي سازد، براي حضور در انتخابات مجلس ششم، به تهران مي آيد.

سيد خليل عالي نژاد

Wednesday, June 30, 2010, 7:05:00 PM | ققنوسGo to full article



سيد خليل عالي نژاد در سال 1336 در صحنه کرمانشاه متولد شد . پدرش مرحوم سيد شاهمراد ، تنبور مي نواخت سيد خليل مشق تنبور را به تشويق مادر با سيد نادر طاهري آغاز کرد و بعد از 2 سال نزد سيد امرالّه شاه ابراهيمي رفت همچنين از درويش امير حياتي بهره برد . بعدها به محضر استاد عابدين خادمي راه يافت و از گنجينه پنهان در سينه آن مرحوم بهره مند شد . همزمان سرپرستي گروه تنبور نوازان صحنه را به عهده گرفت . در اواخر دهه  50 استاد عالي نژاد در رشته موسيقي دانشگاه هنر فارغ التحصيل شد . او بر رديف موسيقي دستگاهي ايران تسلطي کافي داشت .


سيد خليل صداي گرمي داشت و آواز را از مکتب مرحوم استاد ميرزا حسين خادمي آموخته بود . از مرحوم نادر نادري دف آموخت و تار را از کيخسرو پور ناظري . نواختن تارش شيوه نوازندگي مکتب برومند نزديک بود . و پرده گيري هاي زيبايش و مضراب شمرده و جمله بندي هايش در سه تار ساز مرحوم يوسف فروتن را به ياد مي آورد . استاد همچنين علاوه بر نوازندگي تنبور به ساخت تنبور نيز پرداخته است .


 تنبورهاي او با مهر " شيدا"  و " قلندر"  موجود است .



اوايل دهه  60  گروه تنبور شمس  به سرپرستي پورناظري تشکيل شد و عالي نژاد به جمع اين گروه پيوست .



حاصل همکاري با تنبور شمس تکنوازي و جواب آواز ماندگار سيد خليل در کاست « صداي سخن عشق » بود که با صداي ناظري انتشار يافت . در اواسط دهه 60 سيد خليل خود « گروه بابا طاهر » را تشکيل داد .



 اعضاي گروه باباطاهر کاستي بيرون دادند به نام زمزمه قلندري ، در اواخر دهه 60 به خواست مرحوم عبادي براي شرکت در مراسم خاکسپاري او به تهران آمد و ماندگار شد.


عالي نژاد علاوه بر موسيقي در هنرهاي ديگر نيزاز جمله"خوشنويسي و نويسندگي"دستي داشته واشعاري سروده که در اشعارش"بي قرار" تخلص مي نموده است.






عاشقي درمانده ام ، داد از فــــراق 


 هستي از کف داده ام ، داد از فـــراق



سر بـــــــــراورده زهر سو اشقيا     


سر به کف بنهاده ام ، داد از فــــراق



از تن بـــــي سر چه ترساني مرا     


من قلنــــدر زاده ام، داد از فـــــراق



از جفــــــاي همرهان گشته دو تا      


قــــــــــامت آزاده ام ، داد از فـــراق



جستم و کمتر بديدم مــــــــــــرد ره     


کـــــاروان وامانده ام، داد از فــــراق



بي قراري شد سبب تـــــــا راز دل     


 بـــر شما بگشاده ام، داد از فـــــراق




سالهاي ماندگاري او در تهران منجر به تأليف کتاب « تنبور از دير باز تاکنون » شد . همچنين ضبط آثاري مثل آئين مستان، با ساز و صداي سيدخليل و شکرانه و کاست ثناي علي.


 سالهاي ماندگاري او در تهران سالهاي ملال آورزندگي او نيز محسوب مي شود . تا آنجا که ترک وطن کرد و به سوئد مهاجرت کرد .



 


در 27 آبان 1380 دور از ديار در شهر گوتنبرگ سوئد به قتل رسيد . و پيکر بي جانش در شعله هاي آتش سوخت .


دانلود فايل تصويري از سيدخليل عالي نژاد


در منزلش در سوئد


http://www.mediafire.com/?xmhjtytzhjt



مزار سيدخليل عالي نژاد در شهر صحنه


http://www.mediafire.com/?2uzmgo24jzy



قسمتي از تکنوازي و مناجات استاد


http://www.mediafire.com/?1lxzqgd0dyn




آثار سيد خليل عالي نژاد:



ثناي علي


دانلود کل آلبوم بصورت يکجا


آيين مستان


دانلود کل آلبوم بصورت يکجا


آلبوم شوق وصل


دانلود کل آلبوم بصورت يکجا


آلبوم شکرانه


دانلود کل آلبوم بصورت يکجا


 



ودر آخر سخني از استاد سيد خليل عالي نژاد:



(يکي از ويژگيهايي كه انسان شرقي را از سايرين تا حدودي جدا مي كند عشق به طبيعي زيستن است كه ريشه در نسلهاي كهن دارد، او به دنبال معنويت است و ذاتاً صداي مبدأ هستي را مي جويد. صداي موسيقي درون را كه بر روح و جان انسان مراقبه گر جاري است- صدايي كه با تمام قدرت و محدوده اي تخيل ناپذير انسان را به  وجود و جوهره تماميت هستي سوق مي دهد- ياد بابا غلام همت آبادي به خير كه مي گويد: كوك ساز بايد طوري باشد كه دل نوازنده اش را بلرزاند و كوك زماني اين چنين مي شود كه با ساز دل هم كوك باشد)


هيچ اگر سايه پذيرد، ما همان سايه ي هيچيم


اي دف بجز از نام علي داد مکن،بجز از شيوه ي مردانگيش ياد مکن



 


سيد حميد عالي نژاد پسر استاد عالي‌نژاد اين گونه خود را معرفي مي‌کند «متولد 1362 هستم و در زمان اين اتفاق 18 يا 19 ساله بودم.»


او در خانه بوده و پدر در آموزشگاه به قتل رسيده است. فرهاد ذوالنوري درباره مرگ عالي‌نژاد مي‌گويد: «به سوئد رفته بود تا در آنجا آموزش موسيقي بدهد. روز 27 آبان ماه 1380 پليس سوئد جنازه او را سوخته کشف مي‌کند. کالبدشکافي‌ها نشان از اين داشت که او را با چاقو تکه‌تکه کرده‌اند ولي متاسفانه هيچ وقت قاتل او پيدا نشد.» يکي از حاضرين در مراسم نيز که حاضر نيست نام خود را بگويد در اين باره مي‌گويد: «من همسايه روبه‌روي آموزشگاه او در شهر گوتنبرگ بودم . عالي‌نژاد ساعت 9 صبح در آموزشگاه شاگرد داشته و بايد به آنجا مي‌رفت. اين گونه که شواهد نشان مي‌دهد ساعت هشت‌و سي دقيقه صبح کارت اتوبوس خود را زده و به سمت آموزشگاه رفته. 5 دقيقه تا آموزشگاه راه است، بنابراين هشت و سي و پنج دقيقه صبح به آموزشگاه رسيده. روي سقف همه خانه‌ها در سوئد دستگاهي تعبيه شده که به محض ايجاد احتراق، زنگ خطر آن در اداره پليس و آتش‌نشاني به صدا درمي‌آيد. ساعت 9 صبح زنگ خطر آموزشگاه عالي‌نژاد در اداره پليس زده شده و پليس با جسدي روبه رو مي‌شود که به گفته خودشان با جسم سنگيني به سرش ضربه زده‌اند و جاي 5 ضربه چاقو نيز در بدن او ديده شده است. بعد جسد را با ماده‌اي عجيب آتش زده‌اند.» رامين کاکاوند نيز از شنيده‌هاي خود مي‌گويد: «روز 27 آبان ماه 1380 به گفته همسايه‌طبقه بالايي، سه نفر مهمان او بودند. دو نفر از آلمان آمده بودند و سومين نفر همکار عالي‌نژاد در سوئد بوده است. البته اين همکار که خيلي‌ها اعتقاد دارند او هم از مسببين مرگ عالي‌نژاد است حضور خود را در آنجا و در آن ساعت انکار مي‌کند.» عالي‌نژاد در «صحنه» دشمن‌هاي زيادي داشت. به دليل اختلافات عقيدتي با گروهي از اهالي اين شهرستان درگيري دائم داشته است. قباد سالک همسايه او در شهرستان صحنه مي‌گويد: «گروهي که زير نظر (...) فعاليت مي‌کردند به شدت با عالي‌نژاد بد بودند.سيدخليل هم نمي‌توانست زير بار حرف زور و نادرست برود. يادم مي‌آيد که سال 68 بود که حدود دو هزار نفر از آن دسته ،خانه سيدخليل را محاصره کردند و آن را سنگباران کردند. سيدخليل با دو سه نفر در خانه بود و نمي‌توانستند از خود دفاع کنند. براي همين به پشت‌بام رفتند و مدتي آنجا ماندند تا آن عده بروند.» فرهاد ذوالنوري نيز درگيري‌هاي فيزيکي را تائيد وتاکيد مي‌کند: «بله درگيري‌هاي شديدي به وقوع مي‌پيوست.»قباد سالک ادامه مي‌دهد: «يک بار هم در بازار صحنه و يک بار ديگر در گاراژ صحنه درگيري شد.» سالک اما مهمترين اين درگيري‌ها را در اداره برق مي‌داند: «بچه‌ها چون عده‌شان کمتر بود به داخل اداره برق رفتند و آنجا پناه بردند. آن طرفي‌ها هم اداره را محاصره کرده بودند که ماموران نيروي انتظامي آمدند.» خليل عالي‌نژاد حدود سال‌هاي 74 «صحنه »را ترک مي‌کند و زندگي در تهران را انتخاب مي‌کند. مي‌رود تا به دور از جنجال‌هاي عقيدتي به کار هنري‌اش بپردازد. سال 79 دعوتنامه‌اي از سوئد براي آموزش تار و سه‌تار و تنبور دريافت مي‌کند و به آن کشور مي‌رود تا در 27 آبان ماه، جنازه‌اش يافت شود. ذوالنوري مي‌گويد: «وکيل بين‌المللي گرفته شده و از طرف دولت از خانواده آن مرحوم وکالت گرفته شد تا پيگيري جريان قتل در کشور سوئد انجام شود.»


صبح روز 14 آذر ماه 1380 جنازه سيدخليل در مقابل تالار وحدت تشييع شد. محمدرضا درويشي در آن مراسم استاد را چنين توصيف کرد:


«کسي سيد را نشناخت. عالي‌نژاد مغني شاهد و خنياگر مهر عشق و فرزانه‌اي در موسيقي بود که به تنبور، اين سازي که مي‌رفت سخيف شود، اعتباري روزافزون بخشيد. عالي‌نژاد علاوه بر مقام‌هاي باستاني و حقاني تنبور به رديف دستگاهي ايران احاطه کامل داشت. او توانست در اين سال‌ها مجموعه عظيمي از نغمه‌ها، حکايت‌ها، روياها و مقام‌ها را دريابد، از مجموعه عظيم استادان و پيران توشه برچيند و بسياري از رشته‌هاي به هم ناپيوسته موسيقي، ادبيات، اعتقادات و روياهاي مردم ساکن در جلال پر وهم «اورامان» و زاگرس را به هم پيوند زند و تکه‌هاي جدا افتاده و پرتاب شده به اين سو و آن سو از مقام‌ها و کلام حقاني تنبور را گرد آورد. سيدخليل علاوه بر استادي در نواختن تنبور، دستي بر تار و سه‌تار هم داشت. اما آنچه بيش از همه استاد را محبوب کرده بود شيوه خاص وي همراه با احساسي لطيف بود که از يک مراقبه روحاني نشات مي‌گرفت و به حق شنونده را تحت تاثير قرار مي‌داد.»


سيدخليل رفت، اما ياد و صداي ساز و آواز او هنوز مانده است. سيدخليل رفت اما مهر قلندر او بر سازهايي که مي‌ساخت هنوز هم نيک مي‌درخشد.


 

قاصدك

Monday, July 05, 2010, 3:59:00 AM | ققنوسGo to full article

 


 



 


قاصدک ...


 شعر مرا از بر کن
بنشين روي نسيمي 
 که ز احساس برون مي آيد  
برو آن گوشه باغ 
 سمت آن نرگس مست
که ز تنهايي خود دلتنگ است
و بخوان در گوشش
و بگو باور کن  
يک نفر ياد تو را 
 دمي از دل نبرد ...

فردا خواهم رفت..

Wednesday, July 07, 2010, 2:33:00 AM | ققنوسGo to full article

 



 


چه بيهوده کاري است نشستن و گفتن . ثانيه ها را به خدمت واژه ها گرفتن و کاغذهاي سفيد را خط خطي کردن .
من هنوز رفتن را نمي شناسم ، حتي يک قدم هم بر تن جاده نسائيده ام .
من هنوز نه پروانه ها را مي شناسم و نه کبوتران را .

من اينجايم...

نه به آبي ترين آسمان رسيده ام و نه به بي رنگ ترين دريا . من هنوز در بند واژه هايم . هرچه ميگويم مرا بيشتر به عذاب رهايي مبتلا مي سازند.

فکر ميکنم که پيش از اين هم گفته ام که خواهم رفت ...!!

غروب است ! يک غروب آرام و دلتنگ.

امروز هم تمام شد و من هنوز اينجايم و بر تن سفيد کاغذ ها خطوط دلتنگي ام را مي نگارم ، ولي نه ، فردا ، فردا بي ترديد خواهم رفت

مي روم به اوج ...

مي روم تا نهايت عــــــشق ...

شايد آنجا مکاني را بيابم تا در آن لحظه اي به آن آرامش جاودانه برسم . به آن گمشده اي که سالهاست بي نتيجه در جست و جويش کوچه پس کوچه هاي دلتنگي را طي کرده ام . با دو بال شکسته پر خواهم زد و همچون پرستو هاي مهاجر به شهر زيباي عـــــــشق پر خواهم کشيد .

آري اينک اين منم با کوله باري از خاطرات تلخ و شيرين و با اميد به فردايي که شايد هرگز نيايد


اين منم و زير لب مي گويم : « فردا خواهم رفت »

گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك

Wednesday, July 07, 2010, 12:23:00 PM | ققنوسGo to full article


من تمام هستي ام را دامني مي کنم تا تو سرت را بر آن بنهي
تمام روحم را آغوشي مي سازم تا تو در آن از هراس بياسايي
تمام نيروئي که در دوست داشتن دارم دستي مي کنم تا چهره و گيسوانت را نوازش کند
تمام بودن خود را زانوئي مي کنم تا تو بر آن به خواب روي
خود را "تمام خود را" به تو مي سپارم تا هر چه بخواهي از آن بياشامي ، از آن بر گيري
و هر چه خواهي از آن بسازي
هر گونه تو بخواهي باشم

بيچاره دلي كه خوش به باران باشد!!..

Friday, July 30, 2010, 9:47:00 PM | ققنوسGo to full article


بيچاره دلي که خوش به باران باشد!!..




ميروم خسته و افسرده و زار
سوي منزلگه ويرانه ي خويش
به خدا مي برم از شهر شما

مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

طراحي شده توسط روزيکس

تمامي حقوق مادي و معنوي متعلق به mp3danlod بوده و کپي برداري از مطالب فقط با ذکر لينک سايت مجاز مي باشد.